{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانواده ی کیبوتسوجی پارت ۲:

خانواده ی کیبوتسوجی پارت ۲:

از زبون ساکورا:
اومم چند روزی میشه یه عضو جدید توی خانواده مون اضافه شده
اون واقعا برادر کوچیک تر من نیست اون برادر ناتنی منه اسمش اکرین هست و از جایی که من خبر دارم اون توسط هیکاری شیطان شه و هیکاری اونو به میش پدرم اورده و پدرم هم گفته اون عضو جدید خانواده مون هست

مارینا:ساکورا چیزی شده؟ چرد اینگار رفتی تو فکر؟
میدونم واقعا داداش کوچیکه نیست اما بازم میتونیم اونو مثل یه عضو جدید ببینیم

من:اوهوم

من تو ذهن:بنظرم زیادی هم بد نیست مادر درست میگه هرچی باشه باید به عنوان یه خواهر بزرگ تر خوب بنظرش بیام

من:سلام اسمت اکرین بود درسته؟

اکرین:اوهوم ، تو باید ساکورا باشی تو خواهر بزرگ منی؟

من:اره (با لهن نسبتا تعجبی)

از زبون موزان:هر چی بچه هام بيشتر باشن بهتره اونا میتونن جای منو بگیرن و خاندان اوبویاشاکی رو بکشن هرچی باشه رویا ی ساکورا اینه که پادشاه شیاطین بعدی باشه و این خوبه

ساکورا:اومم تو چه رویایی داری؟

اکرین:خوب میدونی زیاد بهش فکر نکردم ولی دوست دارم یه شیطان قوی باشم
رویای تو چیه؟

ساکورا:پادشاه شیاطین بعدی باشم

اکرین:باید خوب تمرین کنی تا بتونی پادشاه شیاطین بعدی باشی

ساکورا:اوهوم ، درست میگی و من تمام تلاشم رو میکنم


همون موقع جایی دیگر:


موزان:مارینا میشه بیای میخوام درباره ی یه چیزی باهات حرف بزنم

مارینا:عاااا باشه


ادامه دارد.....
_______________
میدونم خیلی بد شد ولی دیگه ببخشید
اگر کسی ایده ای داره پیوی بگه
مایل به ادامه؟
دیدگاه ها (۰)

خانواده ی کیبوتسوجی [kibotsuji Family] فصل اول قسمت اول:ماری...

رمان خانواده ی کیبوتسوجی [Kibotsuji Family] ...فصل اول:قسمت ...

ساکورا/کیبوتسوجی/اوسی شیطان کش/آرت دیجیتال بچه ها زدم تو کار...

ساکورا کیبوتسوجی/اوسی شیطان کش/آرت دیجیتال خب من بیو ی ساکور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط