{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرا

دلبرا
در هوس دیدن رویت
دل من تاب ندارد
نگهم خواب نداردقلمم
گوشه دفتر
غزل ناب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره
مگر
این عاشق دلسوخته ارباب ندارد
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیریی خود می گذرد
عشقها می میرند
رنگها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند...
دیدگاه ها (۲)

چقدر آرام میشوم وقتی . . .عطر نفس هایت به تنم میخورد . . .چق...

جز تــــو کی می تونه عزیز من باشهکی می تونه تــــــو قلب من ...

کوتاهی زمان را وقتی فهمیدم که در کنارت بودم و طولانی بودن آن...

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستمیک جرعه یِ دیگر بچشان، مس...

دلبرا:در هوس دیدن رویت دل من تاب نداردنگهم خواب نداردقلمم گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط