عمق احساس مرا با قلمت ویران کن

........


عمق احساس مرا با قلمت ویران کن
حس خاموش مرا با نفست بوران کن

من فقط نام تو را بر قلمم حک کردم
با غزلهای خودت بار دگر طوفان کن

شب و روزم به خدا یاد تو بر تن دارم
تو هم اما به غرورت که مرا کتمان کن

بوی آغوش تو در کنج اتاقم مانده ست
بــا شراب لب خود باز مـرا شیطان کن

بغض من در ته این حنجره‌ام جا ماند و
تو به شوق قدمت چشم مرا باران کن
........
دیدگاه ها (۸)

.......دوستت دارم ولی اصلاً نمی‌دانم چرا؟!آه! این بی‌پاسخی د...

.......قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل به...

......چه زیبا میشود دیدار . که باشد با تو پنهانیچه لذت میدهد...

....بی خیالت سر نکردم، بی خیالم سر مکنخواب را در چشم های خست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط