𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮
𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮
Part 8
صبح روز بعد، ویولت زودتر از همیشه بیدار شد.
تقریباً تمام شب به اتفاقات روزهای گذشته فکر کرده بود.
پیشنهاد ازدواج، دیدار با هوسوک، رفتار سردش و مهمتر از همه، سؤالی که هنوز جوابش را پیدا نکرده بود:
چرا من؟
وقتی وارد آشپزخانه شد، پدرش کنار پنجره ایستاده بود.
پ،و: بیدار شدی؟
ویولت سرش را تکان داد.
+: آره.
ناتان چند لحظه به دخترش نگاه کرد.
پ،و: هنوز هم میتونی نظرت رو عوض کنی.
ویولت آرام جواب داد:
+: تصمیمم رو گرفتم، بابا.
پ،و: مطمئنی؟
ویولت لبخند کوچکی زد.
+: اگه این کار باعث بشه شما و خواهرام دیگه نگران پول نباشید... آره.
ناتان چیزی نگفت.
فقط دخترش را در آغوش گرفت.
پ،و: امیدوارم هیچوقت از این تصمیم پشیمون نشی.
ویولت سرش را روی شانهی پدرش گذاشت.
+: منم همینو میخوام.
---
چند ساعت بعد، صدای کوبیدن در خانه بلند شد.
الورا در را باز کرد.
این بار یک خدمتکار سلطنتی پشت در بود.
«برای ویولت پیامی از کاخ آوردهام.»
ویولت جلو رفت.
+: از طرف کی؟
خدمتکار پاکت را به او داد.
«شاهزاده هوسوک.»
ویولت پاکت را باز کرد.
داخلش فقط چند خط نوشته شده بود:
«فردا برای مراسم نامزدی به کاخ بیا.»
ویولت چند لحظه به نامه خیره ماند.
سلین نزدیکش شد.
سلین: نامزدی؟
ویولت آهسته سر تکان داد.
+: ظاهراً دیگه همهچیز جدیه.
آیریس دست ویولت را گرفت.
آیریس: میترسی؟
ویولت به او نگاه کرد.
+: یه کم.
آیریس: از شاهزاده؟
ویولت لحظهای مکث کرد.
+: نه...
بعد به نامه نگاه کرد.
+: از اینکه نمیدونم چرا منو انتخاب کرده.
---
همان شب، در کاخ...
هوسوک کنار پنجره ایستاده بود.
کایان وارد اتاق شد.
کایان: فردا مراسم نامزدیه.
هوسوک: میدونم.
کایان: و هنوز قصد نداری دلیل انتخاب ویولت رو بهش بگی؟
هوسوک نگاهش کرد.
- نه.
کایان آهی کشید.
کایان: هوسوک، یه روز بالاخره باید حقیقت رو بهش بگی.
هوسوک چیزی نگفت.
کایان به سمت در رفت، اما قبل از خارج شدن برگشت.
کایان: فقط امیدوارم وقتی اون روز رسید... برای چیزی که شروع کردی، دیر نشده باشه.
در بسته شد.
هوسوک دوباره تنها ماند.
نگاهش روی نامهای افتاد که داخل کشوی میز پنهان کرده بود.
نامهای قدیمی...
با نام خانوادگی ویولت روی آن.
هوسوک کشو را بست.
چیزی که ویولت نمیدانست این بود که انتخاب او...
سالها قبل از آن روز آغاز شده بود.
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 8
صبح روز بعد، ویولت زودتر از همیشه بیدار شد.
تقریباً تمام شب به اتفاقات روزهای گذشته فکر کرده بود.
پیشنهاد ازدواج، دیدار با هوسوک، رفتار سردش و مهمتر از همه، سؤالی که هنوز جوابش را پیدا نکرده بود:
چرا من؟
وقتی وارد آشپزخانه شد، پدرش کنار پنجره ایستاده بود.
پ،و: بیدار شدی؟
ویولت سرش را تکان داد.
+: آره.
ناتان چند لحظه به دخترش نگاه کرد.
پ،و: هنوز هم میتونی نظرت رو عوض کنی.
ویولت آرام جواب داد:
+: تصمیمم رو گرفتم، بابا.
پ،و: مطمئنی؟
ویولت لبخند کوچکی زد.
+: اگه این کار باعث بشه شما و خواهرام دیگه نگران پول نباشید... آره.
ناتان چیزی نگفت.
فقط دخترش را در آغوش گرفت.
پ،و: امیدوارم هیچوقت از این تصمیم پشیمون نشی.
ویولت سرش را روی شانهی پدرش گذاشت.
+: منم همینو میخوام.
---
چند ساعت بعد، صدای کوبیدن در خانه بلند شد.
الورا در را باز کرد.
این بار یک خدمتکار سلطنتی پشت در بود.
«برای ویولت پیامی از کاخ آوردهام.»
ویولت جلو رفت.
+: از طرف کی؟
خدمتکار پاکت را به او داد.
«شاهزاده هوسوک.»
ویولت پاکت را باز کرد.
داخلش فقط چند خط نوشته شده بود:
«فردا برای مراسم نامزدی به کاخ بیا.»
ویولت چند لحظه به نامه خیره ماند.
سلین نزدیکش شد.
سلین: نامزدی؟
ویولت آهسته سر تکان داد.
+: ظاهراً دیگه همهچیز جدیه.
آیریس دست ویولت را گرفت.
آیریس: میترسی؟
ویولت به او نگاه کرد.
+: یه کم.
آیریس: از شاهزاده؟
ویولت لحظهای مکث کرد.
+: نه...
بعد به نامه نگاه کرد.
+: از اینکه نمیدونم چرا منو انتخاب کرده.
---
همان شب، در کاخ...
هوسوک کنار پنجره ایستاده بود.
کایان وارد اتاق شد.
کایان: فردا مراسم نامزدیه.
هوسوک: میدونم.
کایان: و هنوز قصد نداری دلیل انتخاب ویولت رو بهش بگی؟
هوسوک نگاهش کرد.
- نه.
کایان آهی کشید.
کایان: هوسوک، یه روز بالاخره باید حقیقت رو بهش بگی.
هوسوک چیزی نگفت.
کایان به سمت در رفت، اما قبل از خارج شدن برگشت.
کایان: فقط امیدوارم وقتی اون روز رسید... برای چیزی که شروع کردی، دیر نشده باشه.
در بسته شد.
هوسوک دوباره تنها ماند.
نگاهش روی نامهای افتاد که داخل کشوی میز پنهان کرده بود.
نامهای قدیمی...
با نام خانوادگی ویولت روی آن.
هوسوک کشو را بست.
چیزی که ویولت نمیدانست این بود که انتخاب او...
سالها قبل از آن روز آغاز شده بود.
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۴۲
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط