{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حُزنکَ لا یُلام،

حُزنکَ لا یُلام،
أنا لو کنتُ حزنًا لتمنّیتُ ‏أن أسکنَ صدرَک.

‏اندوهت را ملامتی نیست، من هم اگر اندوه بودم، ‏آرزو داشتم در سینه‌ات بنشینم.🌱
دیدگاه ها (۰)

‌که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم...#سعدی🌱

در گوشه ی آغوش تو آرام‌ ترینم ❤️

«مرا در قلبت بپذیر، به دور از تمام هیاهو‌ها، مرا پناه بده، ح...

خوشبختى زمانى اتفاق می‌افتد كه آنچه مى‌انديشى، آنچه به زبان ...

ویو ات] من خدمت کار خونش بودم اون یه دوست دختر. داشت که بر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط