{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه فلش بک

ادامه فلش بک
جئون انگشت اشارشو رو لبش گذاشت و حالت فک کردن به خودش گرفت و با بی رحمی و جدیت بدون توجه به پسر گفت
$شد پنج هفته.. میتونی بازم ادامه بدی تا بیشتر اضافه بشه یا عین یه خوناشام مطیع بری داخل اتاق بازی

مرد پاشو بلند کرد و کوبید تو صورت پسر و بردش اون اتاق وحشتناک و..

حال:
ویو جونگکوک
دوباره حالم بد شد...لعنت بهت جئون
شقیقه های دردناکمو ماساژ دادم که صدای پا اومد بالاخره اومدن... درو باز کردن و نشستن
-۵۳ ثانیه تاخیر جیسو...
جیسو: متاسفم
نمی‌خواستم بیشتر ازین ازم من متنفر باشه
-تکرار نشه...
جیسو: فهمیدم (آروم)
-ضعیف شدی...دو شیشه خون پری پشت دارم تازن اونارو هر روز یک لیوان میخوری
جیسو:چندتا پری بخاطرشون مردن؟

-مهمه؟خواهر من باید خون تمیز و شیرین بخوره..اکثرا زهر مار بودن.

با بغض سریع گفت
جیسو: من خون..خون دوست ندارم جونگکوک ضعیف هم نیستم

+خون‌آشامی که خون دوست نداشته باشه؟محاله آبجی برو خودتو سیاه کن..دیگه نمی‌خوام حرف دیگه ای بشنوم
دیدگاه ها (۳)

ادامه فلش بکجئون انگشت اشارشو رو لبش گذاشت و حالت فک کردن به...

ادامه فلش بکجئون انگشت اشارشو رو لبش گذاشت و حالت فک کردن به...

ویو آتی..یعنی چی؟باید خودمو فدا کنم؟ولی‌..پس من چی؟هیچکس..هی...

ویو نویسندهجیسو بی توجه به اون دوتا زوج خوشبخت روبه آت ادامه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط