ری اکشن کاراکتر بانگو
ری اکشن کاراکتر بانگو 1
( اگه بهشون بگی رو تهیونگ از BTS کراش داری) 💖
دازای اوسامو🥃
اول چند ثانیه با لبخند مرموز نگاه میکنه. بعد خیلی خونسرد میگه:
«آه؟ پس رقیب عشقی دارم؟»
ولی بعدش با حالت شیطنتآمیز ادامه میده:
«خب اشکالی نداره… تا وقتی آخرش باز هم کنار من برگردی.»
بعد احتمالاً شروع میکنه تهیونگ رو با خودش مقایسه کردن، اما بیشتر برای شوخی و اذیت کردنش. حتی ممکنه بگه:
«میخوای منم موهامو مثل اون کنم؟ شاید معروف شدم.»
چویا ناکاهارا🍷
چویا قطعاً سریع واکنش نشون میده.
«هااا؟ کراش داری روی یه آیدل ؟!»
کمی اخم میکنه و دست به سینه میایسته.
«اون یارو قدبلند؟ جدی؟»
ولی بعد از چند لحظه غر میزنه:
«باشه، ولی بدون از نزدیک ببینیش نصف منم کاریزما نداره.»
در اصل یه کم حسود میشه، و حالت رقابتی میگیره و مدام از خودش تعریف میکنه.
آکوتاگاوا ریونوسکه🍸
خیلی خشک و جدی نگاه میکنه.
«…تهیونگ؟»
بعد احتمالاً خیلی سرد میگه:
«یک خواننده.»
اگر ببینه خیلی تعریف میکنی، کمی اخم میکنه و میگه:
«تا وقتی وظایفت نسبت به من تغییر نکند، اهمیتی ندارد.»
ولی در واقع کمی حسادت درونش هست، فقط خیلی بد نشونش میده و کل روز یکم باهات تو قیافست. 😅
آتسوشی ناکاجیما🥛
آتسوشی احتمالاً اول دستپاچه میشه.
«اِه؟ آیدل ؟»
بعد با لبخند خجالتی میگه:
«خب… راستش اون خیلی معروفه.»
ولی بعد کمی نگران میشه و آروم میپرسه:
«ولی… من هنوز هم مورد علاقهات هستم، نه؟»
اگر بگی آره، فوراً خوشحال میشه و نفس راحت میکشه.
اگه دوست داشتید بگید باز هم ری اکشن بزارم بابای💖☄️
( اگه بهشون بگی رو تهیونگ از BTS کراش داری) 💖
دازای اوسامو🥃
اول چند ثانیه با لبخند مرموز نگاه میکنه. بعد خیلی خونسرد میگه:
«آه؟ پس رقیب عشقی دارم؟»
ولی بعدش با حالت شیطنتآمیز ادامه میده:
«خب اشکالی نداره… تا وقتی آخرش باز هم کنار من برگردی.»
بعد احتمالاً شروع میکنه تهیونگ رو با خودش مقایسه کردن، اما بیشتر برای شوخی و اذیت کردنش. حتی ممکنه بگه:
«میخوای منم موهامو مثل اون کنم؟ شاید معروف شدم.»
چویا ناکاهارا🍷
چویا قطعاً سریع واکنش نشون میده.
«هااا؟ کراش داری روی یه آیدل ؟!»
کمی اخم میکنه و دست به سینه میایسته.
«اون یارو قدبلند؟ جدی؟»
ولی بعد از چند لحظه غر میزنه:
«باشه، ولی بدون از نزدیک ببینیش نصف منم کاریزما نداره.»
در اصل یه کم حسود میشه، و حالت رقابتی میگیره و مدام از خودش تعریف میکنه.
آکوتاگاوا ریونوسکه🍸
خیلی خشک و جدی نگاه میکنه.
«…تهیونگ؟»
بعد احتمالاً خیلی سرد میگه:
«یک خواننده.»
اگر ببینه خیلی تعریف میکنی، کمی اخم میکنه و میگه:
«تا وقتی وظایفت نسبت به من تغییر نکند، اهمیتی ندارد.»
ولی در واقع کمی حسادت درونش هست، فقط خیلی بد نشونش میده و کل روز یکم باهات تو قیافست. 😅
آتسوشی ناکاجیما🥛
آتسوشی احتمالاً اول دستپاچه میشه.
«اِه؟ آیدل ؟»
بعد با لبخند خجالتی میگه:
«خب… راستش اون خیلی معروفه.»
ولی بعد کمی نگران میشه و آروم میپرسه:
«ولی… من هنوز هم مورد علاقهات هستم، نه؟»
اگر بگی آره، فوراً خوشحال میشه و نفس راحت میکشه.
اگه دوست داشتید بگید باز هم ری اکشن بزارم بابای💖☄️
- ۷۹
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط