{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چنان بی پر شدم ، از دوری ات .

من چنان بی پر شدم ، از دوری ات .
می سرایم ، نغمه ای ، در دوری ات .

آفتابم ، ای دریغ از ، روی گل .
ابر هجران می چکد ، در دوری ات .

من خزانم ، پر گل از ، روی تو بود .
در بهاران ، زرد و خشک ، از دوری ات .

تا به هجران ، می سپارم روزگار .
می طراود بوی غم ، در دوری ات .

من ندانم ، قصه ناهید و مهر .
بلبلم بی باغ و گل ، در دوری ات .

در زمین ، روی هزاران لعبت و .
کور بی پا و سرم ، در دوری ات .

گوش ، بر آواز مرغان میدهم .
نا امیدی نیست ، اندر دوری ات
دیدگاه ها (۲)

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به د...

عطر نفس هایت…عجیب تریڹ خواص دنیا را دارد…ڪہ تمامِ مڹ رامدهوش...

‌ قلمم باز هوای تو به جانش افتادلذت از تو نوشتن به سرش باز ا...

اینقدر از تو و این عشق کشیدم بس نیست؟از کس و ناکسی هر حرف شن...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط