{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب

شــــــب...
بزرگ تـــــرین دو حرفیـه عمـــــرم وقتـے کنارم نیستـے....
وقتـے کیلومتـرها آن طـرف تـر بـے آن کـه از حال من باخـبر باشـــــے آرامیـده اے،اے آرام جانـــــم....
نمیدانـم اگر از احساسـم با خبـر بودے هـم این گونـه راحت چشـم بر هـم میگذاشتـــــے؟؟؟
گاهـے حاضـرم تا آخـر عمـر از عشقـم دم نزنـم، آخـر دل برهـم زدن ایـن آرامـش زیبایت را نـدارم...
دل اسـت دیگـر تمـام کارهایش عجیب و غریـب اسـت،خـود را لـه میکنـد تا به دلبـر آسیبـــــے نرسـد...
فقط امیـدوارم عاقبت کـار براے گفتـن این راز چندسالـه محتاج شعـر شهـریـار نشـوم که بگویـم...
"آمدے جانـــღـــم بـه قربانـت ولـے حـــــالا چـــــرا..."
دیدگاه ها (۱)

joooooon zheleee

عمریست نشسته امپای لرز خربزه هاییکه هیچوقت یادم نمی آیدکی؟!خ...

...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط