#شاعرانه:کفر می گویم که ایمان نیز آرامم نکرد

#شاعرانه:کفر می گویم که ایمان نیز آرامم نکرد
گریه های زیر باران نیز آرامم نکرد

خواب می بینم که دنیا با توشکل دیگری ست
خواب صادق یا پریشان نیز آرامم نکرد

دل که می گیرد نمی گوید کجا باید گریست
گریه کردن در خیابان نیز آرامم نکرد

توی تونل نعره خواهم زد، خدایا با توام
جیغ های در اتوبان نیز آرامم نکرد

منتظر بودم که شاید، شعر آمد سر زده
بی تو این ناخوانده مهمان نیز آرامم نکرد

بی تو سردرد شبانه با مسکن های تب
خوردن قرص فراوان نیز آرامم نکرد

دوره گردی طالعم را دید آیا سرنوشت
فال های تلخ فنجان نیز آرامم نکرد

با چراغی زیر و رو کردم تمام شهر را
درد تنهایی انسان نیز آرامم نکرد

روسریت را بهم زد باد قدر لحظه ای
دیدن موی پریشان نیز آرامم نکرد

سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل ولی
مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد

'سید علیرضا جعفری"
دیدگاه ها (۱۶)

پارت سوم: شبِ امتحان و تنهاییساعت از نیمه شب گذشته بود. چراغ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

پارت ۹انرژیِ خاکستری مثل سم در رگ‌های ات می‌دوید. تمامِ سلول...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

{محکوم به لمس } part ۲۲ 杂交种 ناگهان ترس لو رفتن در دل آرو کا...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

dark life = 27

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط