{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بیداری لحظه‌ها

در بیداری لحظه‌ها
پیکرم کنار نهر خروشان لغزید.
مرغی روشن فرود آمد
و لبخند گیج مرا برچید و پرید.
ابری پیدا شد
و بخار سرشکم را در شتاب شفافش نوشید.
نسیمی برهنه و بی پایان سرکرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت.
درختی تابان
پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید.
طوفانی سررسید
و جاپایم را ربود.
نگاهی به روی نهر خروشان خم شد:
تصویری شکست.
خیالی از هم گسیخت.
دیدگاه ها (۲)

بی تار و پود *** در بیداری لحظه ها پیکرم کنار نهر خروشان لغ...

درختی تابانپیکرم را در ریشه سیاهش بلعید!طوفانی سررسیدو جاپای...

عزیز البریهی

اخطارِ استراتژیک به مسئولینِ بی‌درد؛ ترازِ خفت را بشکنید!‌یا...

👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼

اخطارِ استراتژیک به مسئولینِ بی‌درد؛ ترازِ خفت را بشکنید!یاد...

♦️ تشبیه ترامپ به «سگ نازی‌آباد» توسط سخنگوی وزارت خارجه!🔹در...

دقیقااااااااا!!!!!!

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

تاپای‌جان‌برای‌ایران🇮🇷❤🤍💚#آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای #آقای_کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط