گوش هایم را می گیرمچشم هایم را می بندمزبانم را گاز می گ
گوش هایم را می گیرم.چشم هایم را می بندم.زبانم را گاز می گیرم ولی حریف افکارم نمی شوم.چقدر دردناک است فهمیدن.خوش به حال عروسک آویزان به آینه ماشین تمام پستی و بلندی زندگیش را فقط می رقصد.کاش زندگی از آخر به اول بود.پیر به دنیا می آمدیم.آن گاه در رخداد یک عشق جوان می شدیم.سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های مادر آرام می گرفتیم🍂🌺🍁🍂🍁🌺
- ۱.۰k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط