ONLY MINE
ONLY MINE
PART 36
ا/ت . شوکه به کوک نگاه کرد
چانگ هو. باهات شوخی ندارم جئون یا مدارک رو پس میدی از اینجا گم میشی میری یا میکشمش ( داد و عصبی
کوک . خب منم گفتم که بکشش دیگه نیازی بهش ندارم
ا/ت . هیچ معلوم هست داری چی میگی؟ ( ترسیده
کوک . اره گفتم بکشتت ( کاملا ریلکس
ا/ت . روانی ( آروم
چانگ هو. بازوی ا/ت که تیر خورده بود رو محکم فشار داد و با این کار جیغ ا/ت به هوا رفت و زخمش هم که کامل خوب نشده بود سر باز کرد و خون ومد ...
کوک . یه تیر به لوله ای که دقیقا بالای سر چانگ هو بود زد و از شانس ون لوله
... لوله ای آب بود و آب با فشار زیاد ریخت رو سر چانگ هو که باعث شد چانگ هو تعادلش بهم بریزه کوک هم از این فرصت استفاده کرد و دست ا/ت رو گرفت و کشید و با آخرین سرعتی که میتونست دویید بیرون ....
چانگ هو. بگریدشون ( داد) .. نزارید فرار کنن ..
کوک . هعی سویچ ماشین رو بگیر و برو این سویچ مال یکی از این ماشین هاست سوار شو تا من بیام ..
ا/ت . باشه ( با درد گفت و بازوش رو گرفته بود و همون طور دویید سمت ماشین ها تا ببینه سویچ مال کدوم ماشینه ...
کوک . وقتی ا/ت رفت دید چند نفر ومدن دنبالشون کوک با مشت و لگد افتاد به جونشون و آخر سر هم یه تیر و تمام و بعد دویید داخل باند تا بره پیش افرادش ...
وقتی رسید همه درگیر بودن و صدای تیر و گرد و خاک همه جا رو پر کرده بود به زور میشد اطراف رو دید کوک زوم کرد و دنبال چانگ هو می گشت...
گرد و خاک زیاد بود این کار برای کوک خیلی سخت بود اما به هر زوری که شده بود میخواست پیداش کنه کوک سرش رو آورد بالا و دید چانگ هو داره فرار میکنه پس سریع یه تیر به سمتش زد کوک دید که چانگ هو تیر خورد و افتاد و سریع از پله ها بالا رفت تا خیالش راحت بشه که تیرش به هدف خورده اما وقتی رسید بالا شوکه شد ...
خون چانگ هو روی زمین ریخته بود اما خودش نبود کوک گیج اطرافش رو نگاه کرد هر چند تا اینکه یکی از پشت سر با چوب زد به کتفش و کوک با زانو افتاد زمین ...
ون مرد چانگ هو بود و تیر کوک به پهلوش خورده بود اما هنوز بدنش مقاوم بود چانگ هو خواست دوباره به جونگ کوکی که روی زمین افتاده بزنه اما کوک روی زمین قل خورد و مانع از برخورد چوب با بدنش شد ...
چانگ هو . چند بار همین کار رو کرد کوک تقریبا خاکی شد بود و دیگه نمی تونست قل بخوره چون به پله ها رسیده بود برای همین چاقویی رو که توی جیبش بود رو برداشت و تو پای چانگ هو فرو کرد و چانگ هو با درد افتاد ...
کوک خواست تیر خلاص رو بع چانگ هو بزنه تا اینکه نگاهش به پایین افتاد و دید که فردی از پشت میخواد بع فرمانده کیم تیر بزنه که .....
ادامه دارد......
PART 36
ا/ت . شوکه به کوک نگاه کرد
چانگ هو. باهات شوخی ندارم جئون یا مدارک رو پس میدی از اینجا گم میشی میری یا میکشمش ( داد و عصبی
کوک . خب منم گفتم که بکشش دیگه نیازی بهش ندارم
ا/ت . هیچ معلوم هست داری چی میگی؟ ( ترسیده
کوک . اره گفتم بکشتت ( کاملا ریلکس
ا/ت . روانی ( آروم
چانگ هو. بازوی ا/ت که تیر خورده بود رو محکم فشار داد و با این کار جیغ ا/ت به هوا رفت و زخمش هم که کامل خوب نشده بود سر باز کرد و خون ومد ...
کوک . یه تیر به لوله ای که دقیقا بالای سر چانگ هو بود زد و از شانس ون لوله
... لوله ای آب بود و آب با فشار زیاد ریخت رو سر چانگ هو که باعث شد چانگ هو تعادلش بهم بریزه کوک هم از این فرصت استفاده کرد و دست ا/ت رو گرفت و کشید و با آخرین سرعتی که میتونست دویید بیرون ....
چانگ هو. بگریدشون ( داد) .. نزارید فرار کنن ..
کوک . هعی سویچ ماشین رو بگیر و برو این سویچ مال یکی از این ماشین هاست سوار شو تا من بیام ..
ا/ت . باشه ( با درد گفت و بازوش رو گرفته بود و همون طور دویید سمت ماشین ها تا ببینه سویچ مال کدوم ماشینه ...
کوک . وقتی ا/ت رفت دید چند نفر ومدن دنبالشون کوک با مشت و لگد افتاد به جونشون و آخر سر هم یه تیر و تمام و بعد دویید داخل باند تا بره پیش افرادش ...
وقتی رسید همه درگیر بودن و صدای تیر و گرد و خاک همه جا رو پر کرده بود به زور میشد اطراف رو دید کوک زوم کرد و دنبال چانگ هو می گشت...
گرد و خاک زیاد بود این کار برای کوک خیلی سخت بود اما به هر زوری که شده بود میخواست پیداش کنه کوک سرش رو آورد بالا و دید چانگ هو داره فرار میکنه پس سریع یه تیر به سمتش زد کوک دید که چانگ هو تیر خورد و افتاد و سریع از پله ها بالا رفت تا خیالش راحت بشه که تیرش به هدف خورده اما وقتی رسید بالا شوکه شد ...
خون چانگ هو روی زمین ریخته بود اما خودش نبود کوک گیج اطرافش رو نگاه کرد هر چند تا اینکه یکی از پشت سر با چوب زد به کتفش و کوک با زانو افتاد زمین ...
ون مرد چانگ هو بود و تیر کوک به پهلوش خورده بود اما هنوز بدنش مقاوم بود چانگ هو خواست دوباره به جونگ کوکی که روی زمین افتاده بزنه اما کوک روی زمین قل خورد و مانع از برخورد چوب با بدنش شد ...
چانگ هو . چند بار همین کار رو کرد کوک تقریبا خاکی شد بود و دیگه نمی تونست قل بخوره چون به پله ها رسیده بود برای همین چاقویی رو که توی جیبش بود رو برداشت و تو پای چانگ هو فرو کرد و چانگ هو با درد افتاد ...
کوک خواست تیر خلاص رو بع چانگ هو بزنه تا اینکه نگاهش به پایین افتاد و دید که فردی از پشت میخواد بع فرمانده کیم تیر بزنه که .....
ادامه دارد......
- ۷۵۳
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط