{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خودم هَم قبول دارم ،

من خودم هَم قبول دارم ،
تُند رفتم زیاده روی کردم امّا ،
میخواهم یک نَفر از شُما
بیاید و جای من بِنشیند
مَن را زندگی کند
بَلای دیدنِ او را بچشَد
دلبَری هایش را ببیند و
با او زندگی کند ؛
بعد ببینم ،
باز سَرزنشم میکُند برای
این همه دل دادن
برای این هَمه عاشقی
برای این هَمه تُند رفتن ؟!




شاهین پورعلی اکبر
دیدگاه ها (۱)

پاییز آمده اما ؛ من که شاعر نیستم خیال ببافم!قسم خورده ام تن...

نمی خواهم نگرانت کنم امانداشتنت را بلد شده ام...لیلا_کردبچه

من همانم که تو غمگین بشوی میمیرد...

روی پاهایت بند نمی شدیبرای رفتن عجله داشتیانگار کسی تو رازیب...

السلام علی المهدی عج

ادامه پارت ۵

دوران عاشقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط