{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه عروسی پسرداییم بود ( خیلی با هم شوخی داریم )

یادمه عروسی پسرداییم بود ( خیلی با هم شوخی داریم )
یه مشت کافور ریختم تو شام عروس و داماد :))
.
.
.
.
.
بدبختا از بیکاری تا صبح پلی استیشن بازی کردن :|
دیدگاه ها (۹)

دخـــــتر بـــــاس وقــتی آقــــــــاشون خــوابههــِی با ریش...

یبار یکی از بچه ها اسپیکر اورده بود اهنگ گوش بدیم تو کلاس ام...

چرا هیچکس شبیه تو نشد چرا هیچکس شبیه تو نیست چرا من بذونه تو...

بچه ها میخوام یه بازی بسازم اسمش ☆KawaLife:CuteCore Life For...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

امروز به وقت ایران ساعت 18:30 و به وقت کره ساعت 00:00 شب تول...

اورلورا

لیا : نه خبری از تالار لباس عروس دوماد یا دعوت نامه و اینا ن...

دوست پسر گیسو کمند من

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط