#شعر_طنز/ شوخی شاعرانگی!
#شعر_طنز/ شوخی شاعرانگی!
«هر کسی از ظن خود شد یار من»
تا بچاپد اندکی از بار من!
تا به کی دنبال آمار منی؟
هی تجسس در من و درکار من!
*
«ز دست دیده و دل هر دو فریاد»
که درد هردو آخر کشت ما را
چنان خرج دوا، دکتر زیاد است
که گویا کرده له با مشت ما را!
*
«رفتم به در میکده خوابآلوده»
بیپول ولی از همه جا آسوده
در پیش دو چشم خود ولیکن دیدم
پارکینگ هزار خودروی فرسوده!
بهارنژند
«هر کسی از ظن خود شد یار من»
تا بچاپد اندکی از بار من!
تا به کی دنبال آمار منی؟
هی تجسس در من و درکار من!
*
«ز دست دیده و دل هر دو فریاد»
که درد هردو آخر کشت ما را
چنان خرج دوا، دکتر زیاد است
که گویا کرده له با مشت ما را!
*
«رفتم به در میکده خوابآلوده»
بیپول ولی از همه جا آسوده
در پیش دو چشم خود ولیکن دیدم
پارکینگ هزار خودروی فرسوده!
بهارنژند
- ۳۰۰
- ۰۷ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط