{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود هر شب

قرار نبود هر شب
یکی
پشت پنجره
اشک هایش را پاک کند
و به اندازه ی دلتنگی هایش
ستاره ها را بشمرد..
حتی
قرار نبود کسی برود
و من
این ها را بنویسم...
‎‌‌‎‌‌
💐 💕 ❤ ️💕 💐
دیدگاه ها (۱)

لطفا تا آخر بخونید😊 🍃 🍂 🍃 🍂 🍃 شب سردی بود...پیرزن بیرو...

وای وای مگ میشه فداش نشد😍 😍 👑 💞

دلم تنگ شده برای دود مینی بوس مدرسمبرای اون سقف کوچیکشآدمای ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.هر #شب تو به ایوان خیالم ...

پارت ۳۳ان شب وقتی کاکاشی برگشت خانه، هیچی حس خوبی نمیداد. خا...

این حرف را از من بشنوید ...آدمیزاد باید حداقل یک نفر را داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط