ویو فیلیکس

ویو فیلیکس
ا‌.ت یکم آروم شد
&پاشو اشو قشنگم پاشو بیا زخماتو بشو
@فیلیکس م‌م.من باید یه جیزه رو بهت بگم
&بگو
@من ۱۴ ساله پیش از شوگا حامله شدم وقتی بهش گفتم ترکم کرد من اون بچرو به کمک مامان و بابات به دنیا آوردم و به یه خانواده دادمش
.
من موندم و پشمام
&وادفاک @لبخند ملیح &شت وای یعنی من دایی شدم. @‌._. &جررررر

(بعد آروم شدن )
@لی سون یه دخترو گرفته میخواد باهاش یه کاری کنه پاشو ماهم بریم
&اوکی
[ویو یونگی]
لی سون گون امروز یه دختر ۱۴ ساله رو گروگان گرفته بود و میخواست بفروشتمش با گروهم رفتیم اونجا که ا.ت رو دیدم
دخترو اودن
)ویو ا.ت)
با دیدن دختر قلبم خورد شد اون اون بچم بود که بدون هیچ صبری پریدم و یه مشت زدم تو صورت لی سون و اسلحه ام رو رو سرش گذاشتم میارکا رو پشتم کشیدم
که شوکا اومد و به زور نگهم داشت که یکی هم زدم در گوش شوگا شوگا همینجوری داشت نگام می‌کرد
میارکا رو سفت بغل کردم
@هیش چیزی نیست جات آمنه
فیلیکس رفت و کتمو آورد و انداخت روی میارکا
@ببرش عمارت &کدوم عمارت @عمارت اصلی
¤هق میترسم @من اینجام
[ویو شوگا]
چی تو این بچه دیده بود که اینقد. هواشو داشت
دیدگاه ها (۱)

یه چیزی خوردیم بعد از میارکا  پرسیدم: مامان بابات کجان. ¤نمی...

صدای در اومد وای اجوما خواب من چجوری برم که یهو از صدای کلی...

منو زمین گذاشت به چان زنگ زدم که برام ماشین بفرسته ‌.سوار ما...

که یهو در باز شد دکتر بود دکتر :خب یه مدت باید استراحت کنید ...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط