کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور ریختن هیچ کدامشا
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور ریختن هیچ کدامشان را نداریم
داریم له میشویم زیر آوار این همه خاطره...
کاش می شد خاطرهها را مثل پنبه زد!
کاش آدمهایی بودند مثل پنبهزنهاکه داد میزدند:"آآی خاطره میزنیم"
میآمدندلب حوضی، باغچهای، جایی مینشستند وبغل بغل خاطره میریختی جلویشان...گریههایت. غُصهخوردنهایت.خاطرهی رفتن ها و او هی میزد...
آنقدر که خاطرهها را تکهتکه میکرد
بعدیک لیوان چای تازهدم میآوردی برای خاطرهزن و میگفتی:"نوش جان،راحتم کردی از دست این همه خاطره...
داریم له میشویم زیر آوار این همه خاطره...
کاش می شد خاطرهها را مثل پنبه زد!
کاش آدمهایی بودند مثل پنبهزنهاکه داد میزدند:"آآی خاطره میزنیم"
میآمدندلب حوضی، باغچهای، جایی مینشستند وبغل بغل خاطره میریختی جلویشان...گریههایت. غُصهخوردنهایت.خاطرهی رفتن ها و او هی میزد...
آنقدر که خاطرهها را تکهتکه میکرد
بعدیک لیوان چای تازهدم میآوردی برای خاطرهزن و میگفتی:"نوش جان،راحتم کردی از دست این همه خاطره...
- ۴۴۴
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط