{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گه نگاهی ز سر ناز کنی

گه نگاهی ز سر ناز کنی
عشق بی لب زدنی ساز کنی
بی صدا راز زدل باز کنی
و به مهر راه دل آغازکنی
دیدگاه ها (۲۸)

کافیست رُخت را برگردانیاستاد بزرگ شطرنج هم که باشم ، مات خوا...

من تو راناز تو راعشق تو راهمه دربست ,برای دل ِخودمیخواهمعاشق...

آدمهاهمیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها...

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

⁨⁨⁨⁨⁨تاری بزن با ساز دل آتش بزن بر راز دل وآنگه همین پیمانه ...

شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرابا...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط