{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغ داريم نه داغـی كه بر آن اخم كنيم

داغ داريم نه داغـی كه بر آن اخم كنيم
مرگمان باد اگر شكوه ای از زخم كنيم

مرد آن است كه از نسل سياوش باشد
"عاشقی شيوه‌ی رندان بلا كش باشد "

چند قرن است كه زخمی متوالی دارند
از كويــر آمده‌ها بغض سفالـــــــی دارند

زير بارِ غــم شهرم جگـرم می سوزد
به خدا بال و پرم بال و پرم می‌سوزد

مثل مرغی شده‌ دل در قفسی از آتش
هــــر قدر اين ور آن ور بپرم مـــی‌سوزد

بوی نارنج و حناهای نكـــوبيده بخيـــــــر!
که در اين شهر ِ پر از دود سرم می‌سوزد

چاره‌ای نيست گلم قسمت من هم اين است
دل بـــــه هـــر سرو قدی مـی‌سپرم می‌سوزد

الغرض از غـــــم دنيــا گله‌ای نيست عزيز!
گله‌ای هست اگر، حوصله‌ای نيست عزيز!

ياد دادند به ما نخل ِ كمر تا نكنيم
آنچــــه داريــم ز بیگانه تمنا نکنیم...
دیدگاه ها (۰)

خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم م...

داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیممرگمان باد اگر شکوه ای از...

داغ داریم نه داغـی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد اگر شکوه ای ...

▪▪▪▪▪▪داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد که شکوا...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيممرگمان باد كه شكواييه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط