{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز المپیاد داشتیم من و یکی از دخترای چهارم قرار بود نا

دیروز المپیاد داشتیم من و یکی از دخترای چهارم قرار بود نانچیکو بزنیم (کسایی که نمیدونن نانچیکو چیه چند تا پست پایینی عکسش هست)قبل از اینکه بریم داخل دختره بهم گفت تو قرار خراب کنی گفتم بچه اس دیگه اشکال نداره ولی دلم شکست بعد که رفتیم تو من زدم ولی اون یادش رفت حرکت چی بود همینجوری موند که چیکار کنه
درسته من بهش چیزی نگفتم ولی خدا که هست کسی که به من می‌گفت تو نمیتونی خودش بلد نبود و خدا هم چون چیزی نگفتم خودش کاری کرد که بفهمه کی بلده و کی بلد نیست😆
دیدگاه ها (۰)

سوال پست: آهنگی که عاشقشین چیه؟

💝🐈‍⬛💗💮❄️☃️

تولدت مبارک❤️

دخترا :💗 پسرا:💐کامنت کنینن

رمان:دنیای وارونهپارت8از زبان هالی:خیلی خسته بودم و روی تخت ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۰آیسا:خب بچه ها من میرمآنیا:باشه ابجی(بچ...

به نام خدا سناریو ی درخاستی ایزانانگفتم با چه ژانری باشه پس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط