{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین س

حکایت شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟
پسر گفت: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می کردی اندک اندک جمع شد و هرچه داشتیم برد.
آیه: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ
و هر[گونه ] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست،
دیدگاه ها (۱)

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلاب...

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلاب...

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلاب...

#حکایت دغل کاری مرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

کلام خدا اندیشه کنیم

تفسیر قرآن

تفسیر قرآن

شرح دعای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان:«اللهمّ لا تؤاخِذْنی فی...

سلام و احترام🌻🌱ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط