{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یکی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به کامیون نگاه می‌کنه و میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها! گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی! کامیون دورتر می شه، صداشون ضعیف‌تر می شه.
گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها! گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی! باز کامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزن به موبایل گلابی، اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده! گلابی یه نفر رو پیدا می‌کنه که موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی که گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی!
.
.اون شور و اشتیاقتون تو حلقم ،
واقعا دوست دارین باز هم ادامه داشته باشه ؟! 😐 😐 😐

#جوک_جوک
دیدگاه ها (۵)

تولدت مبااارک باشه ایشالا ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ قرن...

خواهشا جواب بدید 😐 😐 #جوک_جوک

دنیای عجیبیه واقعا تو دهه 60 ملت دوس داشتن ی پیکان داشته باش...

۱۰ نفر داوطلب شین فالوتون کنم😍 😂 😂 😂

اصلا.....

رمان : قلب در تاریکی

> بعضی وقتا آدم از عشق حرف می‌زنه، > ولی تهِ دلش می‌دونه عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط