{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵
وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چشاش حلقه ی اشک بود لعنتی چرا دیدنش تو اون حالت باعث بغضم شد؟خیلی ناخواسته بدون اینکه بدونم چیکار میکنم دستم رو دو طرف صورتش قاب کردم و لباشو بوسیدم.
وییوی جه‌یون: شکه شدم ولی لباش واقعا نرم بود باهاش همکاری کردم بعد از اینکه نفس کم اوردم ازم جدا شد و دستمو بوسید.شب هم تو بغلش خوابیدم.
وییوی وونهو:صبح زود بیدار شدم براش صبحونه اماده کردم و بعد از خوردن باهم رفتیم مدرسه همش لبخند روی لبش بود قبل اینکه بره تو کلاسش یه بار دیگه لبام رو روی لباش قفل کردم دست خودم نبود فقط لباش بهم طمع ازادی میداد.
وییوی جیسونگ:رفتم مدرسه انگار نگاهای منم به استاد تغییر کرده بود احساسمم همینطور یه حسی میگفت امروز جذاب تر شده با اون کت مشکی موهاش مرتب شونه شده بود قیافه جذابه یکم کیوت قیافش یکم شبیح خرگوش بود یعنی من دوباره عاشق شدم؟ولی بابا رو چیکار کنم؟یعنی اون میزاره؟
وییوی مینهو: امروز برای جلسه کت و شلوار پوشیدم بعد رفتم سر کلاس و دوباره چشم به جیسونگ خورد.لباس پوشیدنش عوض شده انگار میخواد بیشتر منو سمت خودش بکشه امروز از همیشه کیوت تر شده هی میخوام برم اعتراف کنم ولی اقای هان چی؟اگه بفهمه چی میشه؟اون مافیا نیست ولی زیر دست زیاد داره اگه بهش بگم من عاشق پسرتم یعنی چه بلایی سرم میاره یا با جیسونگ چیکار میکنه؟
راوی:هر چند مینهو میخواست از جیسونگ فاصله بگیره ولی انگار نمیشد بخاطر درس های قبلی قرار شد شماره جیسونگ رو بگیره و برای اون کلاس خصوصی بزاره.

اینم یه پارت دیگه چطور بود؟
دیدگاه ها (۲)

این ویدیو رو یکی گذارش داده بود منم دوباره گذاشتمش

کراش زدم رو این اهنگه

وییوی مینهو :مثل همیشه قبل از اومدن بچه ها وارد کلاس شدم تا ...

جه‌یون:میخوام یه چیز مهم بهت بگم. جیسونگ:خب میشنوم برای همین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط