آقااااااااااااترخبنبخبلبپکطتبنغنیغ
آقااااااااااااترخبنبخبلبپکطتبنغنیغ
من مامان بابام رفته بودن باغ تو روستامون...
من و دخترخالم اونجا نبودیم حالا بماند کجا بودیم✓
بابام یه بلدرچین وحشی(از اون کوچولو جوجه ها) دیده بود اورد گذاشت تو صندوق ماشیننن
بعد گیر کرد تو صندوق_
رفتیم آتش نشانی درش اوردیم✓
بعد قبل از رفتمون دوتا گربه دم در خونه مامان بزرگم بودن😭
یکیشون سفید نارنجی بود خوشم ازش نیومد...
اما اون یکی رو میشناختممم اونم منو شناختتتتتت🗿✨
یه نارنجی کااامل😭
تو راه که خواستیم بریم قبرستون دیده بودمش... اسمش رو گذاشته بودم فلفل😂
اما دیگه میزارم کارامللللل
من مامان بابام رفته بودن باغ تو روستامون...
من و دخترخالم اونجا نبودیم حالا بماند کجا بودیم✓
بابام یه بلدرچین وحشی(از اون کوچولو جوجه ها) دیده بود اورد گذاشت تو صندوق ماشیننن
بعد گیر کرد تو صندوق_
رفتیم آتش نشانی درش اوردیم✓
بعد قبل از رفتمون دوتا گربه دم در خونه مامان بزرگم بودن😭
یکیشون سفید نارنجی بود خوشم ازش نیومد...
اما اون یکی رو میشناختممم اونم منو شناختتتتتت🗿✨
یه نارنجی کااامل😭
تو راه که خواستیم بریم قبرستون دیده بودمش... اسمش رو گذاشته بودم فلفل😂
اما دیگه میزارم کارامللللل
- ۲.۳k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط