دیروز داشتم پیاده میرفتم سر کار خیلی هم گرم بود...
دیروز داشتم پیاده میرفتم سر کار خیلی هم گرم بود...
یهو یه بنز مدل بالا که 4 نفر توش بود (2 تا دختر 2 پسر) جلو پام وایساد!
پسره که راننده بود با یه حالت غرور و تکبری که ناشی از نشستن پشت بنز بود برگشت گفت: میخوایم بریم لب سد.
منم که دیدم طرف بچه پررو هستش گفتم: از نظر من ایراد نداره، میتونی بری!
جان خودم اون 3 تای دیگه اینقد به پسره خندیدن، دلم واسه پسره سوخت از کارم پشیمون شدم…
یهو یه بنز مدل بالا که 4 نفر توش بود (2 تا دختر 2 پسر) جلو پام وایساد!
پسره که راننده بود با یه حالت غرور و تکبری که ناشی از نشستن پشت بنز بود برگشت گفت: میخوایم بریم لب سد.
منم که دیدم طرف بچه پررو هستش گفتم: از نظر من ایراد نداره، میتونی بری!
جان خودم اون 3 تای دیگه اینقد به پسره خندیدن، دلم واسه پسره سوخت از کارم پشیمون شدم…
- ۱.۰k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط