{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان
ترک آسایش گرفتیم این زمان آسوده‌ایم

#سعدی
دیدگاه ها (۰)

گرچه میدانم نمی‌آید ولی هر دم ز شوقسوی در می‌آیم و هر سو نگا...

دَردم به جان رسید و طبیبم پدید نیستدارو فروشِ خَسته دلان را ...

مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماندمیان شاخه‌های گل مشو پنهان...

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانمز سیلی زن، ز سیلی خوروز...

این کاسبی پایان خوبی در گلستان سعدی ندارد!

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آنکه در این آشفته بازاری دنیا، رها شده از هیاهوی جهان و رنج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط