پارت

پارت ۲:
(پرش زمانی به فردا)
امروز قرار بود مامانم و بابام برن دیگه سفر و من و کوک تنها باشیم کلی استرس داشتم که چطور به کوک بگم
کوک: تازگیا با یکی آشنا شدم دوستمه خیلی دختر خوبیه امروز قراره بیاد خونمون و باهم گیم بزنیم
(ویو ا/ت)
مامان بابا رفتن داشتم میرفتم یه چیزی بخورم دیدم صدا کوک میاد داشت با یکی حرف می‌زد قرار بود یکی بیاد خونمون فک کنم
(ویو کوک)
داشتم لانا(همون دوستش)حرف میزدم فهمیدم ا/ت پشت دره و داره گوش میده برا همین میخواستم ببینم ا/ت هم بهم حس داره یا نه تصمیم گرفتم با دختره صمیمی رفتار کنم
+لانا عزیزم سریع بیا دیگه دلم واست تنگ شده
(ویو ا/ت)
این حرفو زد گریم گرفت یهو دست خودم نبود رفتم داخل
_من تورو دوست داشتم بعد تو به یکی دیگه میگی عزیزم(درحال گریه)
+ببخشید بیا بغلم
داشت میرفت بغلش که لباشو گذاشت رو لباش با ولع میبوسید بعد ۱۰ مین جدا شدن نفس کم اوردن
+میای بیشتر انجامش بدیم
_با کمال میل ددی

فالو یادت نره زیبا❤️🎀
پارت بعد اصماته چون نمیشه کام گذاشت برا اصمات بیان پی
دیدگاه ها (۰)

😇🦋

بیام ببرمت؟@taila

🛐🛐🛐🛐

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

هرزه ی حکومتی پارت ۱۰ ا/ت : ...آقای جئون اتاق من کدومه کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط