{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کردم آن شب صبح میشود اما شب ماند و هنوز هم شب است

فکر کردم آن شب صبح می‌شود، اما شب ماند، و هنوز هم شب است..
دیدگاه ها (۰)

داستان چشم هایش بود وگرنه ما کجا و عاشقی کجا

میگفت:«به آغاز اعتماد نکنحقیقت در آخرین لحظات گفته میشود.»

ایکاش میفهمیدید که هیچکس بی نقص به دنیا نیومده شاید اونموقع ...

سرانجام من فراموش خواهم کردو تو دیگر هیچگاه، این‌گونه دوست د...

خسته ام ! فکر می کردم با یه شب خوابیدن حل میشه ؛ ولی بیشتر ا...

من همیشه فکر می کردم این دوتا بهم میرسنن

اره همون شب من تا صبح گربه کردم و تو داشتی با ارامش میخوابید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط