دیرگاهیست که من

دیرگاهیست که من
در دل این شام سیاه
پشت این پنجره، بیدار و خموش؛
مانده‌ام چشم به راه...





دیدگاه ها (۱)

گلی به دست من آید چو روی تو هیهاتهــزار سال دگر گر چنین #بها...

از دور تو را دوست دارمبی هیچ عطریآغوشیلمسیو یا حتی بوسه ای.....

I ❤ Uبهار کهرفتن اسفند وآمدن فروردین نیستبهار یعنی ؛جای بوس...

خبر آمد!خبری در راه استقاصدک رقص کنان می آیداو ز راز دل من آ...

🍒🌱پشت این پنجره ها منتظرت می مانمهمه قطب نماها پی پیدا شدنت🍒...

🌟 اگر چشم دل بیدار شد…💛 حقیقت را می‌بینی، نور را حس می‌کنی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط