{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل تنگم!

دل تنگم!
دلتنگ برای یک ملاقات ساده‌ی بی‌برنامه!
برای آغوشی گرم و محکم...
بوسه‌های پرالتهابِ طولانی...
دست در دست قدم زدن‌هایِ بی‌انتها...
پچ‌پچ‌های در گوشی...
دوره‌همی‌ها و خنده‌های از ته دلش...
یکی دو فیلم در سالن سینما...
خیابــان‌گـردی و لذت خریــدش...
حتی دلتنگِ یک فلافل از کثیف‌ترین ساندویچی شهر...
دلتنگ تکیه‌ زدن بر شیشه‌ی اتوبوس و چُرت لحظه‌ای‌ِ وامانده‌اش...
من دلم تنگ است، برای روزهایی که هراسی نبود
از لمس مشترک یک شیِ بی‌جان!
برای یکی دوجین آرامش بی‌وقفه...
برای بی‌دغدغه نشستن، روی نیمکتِ پارکی که قبل از ما،
صدها و صد مهمان داشته...
دلتنگ برای روزمرگی‌های ساده‌امان...

کاش روزهای بد و بلاگرفته‌امان به سرعت بروند،
و روزهای خوبِ نیامده، بیایند و بمانند و رفتن را از خاطر ببرند...!
ما سالهاست برای میزبانی از روزهای خوش، نقشه کشیده‌ایم!
و ای کاش در این ناامیدی و دلسردی
قدم رنجه کنند و پایان دهند این انتظارِ پُر رویا را...
کاش رویِ خوشِ زندگی، رخی نشان دهد..!
دیدگاه ها (۲۱)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽¹:¹🕊از ز...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

خانوم مدیرعاملپارت ۱۰ | مهمان‌های فرانسوییک ساعت از شروع کار...

^.The Law of Violence.^

***ابریشم نیمه شب***جایزه برای ۱۹۲شدن،مبارکک### پارت ۱۲: باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط