نمی دانم
نمی دانم
چندمین شب بخیری ست
که برایت می فرستم
امّا شک ندارم
تمامشان به دستت رسیده است،
این را، از قاصدکی که هر صبح،
به شیشهٔ پنجره می زند فهمیده ام...!
چندمین شب بخیری ست
که برایت می فرستم
امّا شک ندارم
تمامشان به دستت رسیده است،
این را، از قاصدکی که هر صبح،
به شیشهٔ پنجره می زند فهمیده ام...!
- ۸۶۷
- ۱۹ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط