شعر مناجات شب ششم مسجد ارک که حاج منصور آقای ارضی خواندند
شعر مناجات شب ششم مسجد ارک که حاج منصور آقای ارضی خواندند.
.
تو اگر که نظرت با من مسکین باشد
حیف باشد که دلم پیش توغمگین باشد
همه شهر به بیچارگی ام خندیدند
پس چه خوبست سرم پیش تو پایین باشد
میزنی گاه تلنگربخورم زود ولی
وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد
وای اگر زودببخشی که بگویی بروم
وای اگر جلوه ستاری تو این باشد
بند ابلیس شدم هی به گناه افتادم
نکند بندگی من به تو توهین باشد
نکند با من مغرور شدی سر سنگین
نکند بنده تو بنده تحسین باشد
تو اگر قهر کنی بنده تو میمیرد
بغلم کن، فقط آغوش تو تسکین باشد
من که بد بوده وبد کرده ام اما والله
بدتر این است که آدم به تو بدبین باشد
یا ببخشیدمرا یا جلوی چشم حسین
مگذاریدکه پرونده سنگین باشد
دم افطار فقط تربت او میچسبد
هرچه هم دور وبرم سفره رنگین باشد
گریه کنهای حسینیه محشرهستیم
گریه های سحر ما,همه تمرین باشد
بسپارید مرا دست اباعبدالله
نوکری پیش حسین است که شیرین باشد
.
تو اگر که نظرت با من مسکین باشد
حیف باشد که دلم پیش توغمگین باشد
همه شهر به بیچارگی ام خندیدند
پس چه خوبست سرم پیش تو پایین باشد
میزنی گاه تلنگربخورم زود ولی
وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد
وای اگر زودببخشی که بگویی بروم
وای اگر جلوه ستاری تو این باشد
بند ابلیس شدم هی به گناه افتادم
نکند بندگی من به تو توهین باشد
نکند با من مغرور شدی سر سنگین
نکند بنده تو بنده تحسین باشد
تو اگر قهر کنی بنده تو میمیرد
بغلم کن، فقط آغوش تو تسکین باشد
من که بد بوده وبد کرده ام اما والله
بدتر این است که آدم به تو بدبین باشد
یا ببخشیدمرا یا جلوی چشم حسین
مگذاریدکه پرونده سنگین باشد
دم افطار فقط تربت او میچسبد
هرچه هم دور وبرم سفره رنگین باشد
گریه کنهای حسینیه محشرهستیم
گریه های سحر ما,همه تمرین باشد
بسپارید مرا دست اباعبدالله
نوکری پیش حسین است که شیرین باشد
- ۵۳۲
- ۰۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط