زندگی مرا بارها و بارها تا منزل مرگ به میهمانی خوانده تا
زندگی مرا بارها و بارها تا منزل مرگ به میهمانی خوانده تا پس از برگشت بفهمم هدف از زیستن هیچ نیست به جز عشق ورزیدن!
درد مرا هر باربا خود تا نهایت برد...
تا هر آن جا که در تاب تحمل یک موجود است!....
تا پس از برگشتن بفهمم که آرامش هیچ نیست جز دوست داشتن همه چیز و همه کس، حتی آن ها که رنجم دادند!
درد کشیدن، خیلی چیز ها یادم داده است، به مرگ رسیدن و برگشتن خیلی چیز ها یادم داده است
قشنگ ترینش دوست داشتن ودوست داشتن ودوست داشتن است
و من امروز
در جایی از زندگی ایستاده ام که بی هیچ اغراقی، همه وهمه را دوست دارم.
از هیچ کس هیچ کدورتی ندارم
همه را دوست دارم!
درد مرا هر باربا خود تا نهایت برد...
تا هر آن جا که در تاب تحمل یک موجود است!....
تا پس از برگشتن بفهمم که آرامش هیچ نیست جز دوست داشتن همه چیز و همه کس، حتی آن ها که رنجم دادند!
درد کشیدن، خیلی چیز ها یادم داده است، به مرگ رسیدن و برگشتن خیلی چیز ها یادم داده است
قشنگ ترینش دوست داشتن ودوست داشتن ودوست داشتن است
و من امروز
در جایی از زندگی ایستاده ام که بی هیچ اغراقی، همه وهمه را دوست دارم.
از هیچ کس هیچ کدورتی ندارم
همه را دوست دارم!
- ۱۳۶
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط