{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم

من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
دیدگاه ها (۱)

زلف او برده قرارخاطر از من یادگاریمن هم از آن زلفدارم یادگار...

چشم شهلایت بنازم دلبـــرےها می ڪنی تا تــو می خنـدے خودت را ...

می شود ســجده ڪنم بر سرِ زانوی شمامی شود من بشوم هــمدم و بـ...

بیـادلتنـگ یـادخـویـش بـاشیـمڪمـےدانـاودورانـدیـش بـاشیـمزدر...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط