{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم به خاطر تو ، دم به دم بهانه میگیرد

دلم به خاطر تو ، دم به دم بهانه میگیرد

بهانه بهر تو این دل ، خود سرانه میگیرد

چو طفل ساده که جوید ستاره را درشب

هوای وصل تو را ، کود کانه میگیرد.......
شکست آئینه وار از فراق و کس نشنید

کجا به گوش ناشنوا ، این فسانه میگیرد

زبس که نام تو را به شعر سروده ام حالا

سراغ یاد تورا از غزلهای عاشقانه میگیرد

به شهرعشق وقتی سفرمیکنم،با خیالاتم

به شهر شاد خیالم غم آشیانه می گیرد

کویر تشنه ی ذوقم دوباره بارانی است

بیا که آتش شعرم به لب زبانه می گیرد

محققا زباده های پیاپی سرم به دردآمد

که ذره ذره وجودم تورا نشانه میگیرد
دیدگاه ها (۴)

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمدعشق خود صرف همان کن که تو...

به روی چو ماهت قسم می خورمبه اوج نــگاهــت قسم می خورماگر اش...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط