{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق زیبای من

فیک عشق زیبای من
پارت۱۰ ( اخر)



ا.ت: با صدای بم جیمین بلند شدم که می‌گفت
جیمین: بیبی پاشو میدونی ساعت چنده باید بریم خونه ی پدرت،تازه قراره امروز برات وقت ارایشگاه بگیرم،ماشینو بدم گل بزنن،برات دسته گل سفارش بدم،کلی کار داریم مامانت هم کلی زنگ زده
ا.ت: جیمی...ددی تو میخوای الان از بغلم بری بیرون خوابالو
جیمین: ددی؟روی ا.ت خیمه میزنه انگار دیشب بس نبوده خوشگلم
ا.ت: نه نبوده ولی تو که کار داری بهتره بریم میخواستم پاشم که جیمین مانع شد و لبشو رو لبم گزاشت
جیمین: بعد ۵دقیقه ازش جدا شدم نمیخوام ازت جدا بشم ولی الان اگه بلند نشم از عروسی جا میمونیم
ا.ت🤣🥺
جیمین: چرا یهو میخندی بعد بغض میکنی
ا.ت: دلم...دلم درد میکنه
جیمین: بلندش کردم بردمش تو حموم بعدش رفتیم خونه ی پدر ا.ت و کای عروسی رو کردم خیلی خوشحال بودم انگار یه خواب بود رفتیم خونه و خوابیدیم صبح بود
جیمین: ا.ت پاشو...پاشو باید بریم برای عروسی
ا.ت: ها عروسی باباته داره تو خواب حرف میزنه
جیمین 😂نخیر عروسی خودته
ا.ت: پاشدم رفتم آرایشگاه بعد ۶ساعت که فکنم الان ساعت ۱۶باشه جیمین امد دنبالم
جیمین: با قرار گرفتن دست کسی رو شونم چرخیدم ا.ت بود با اون موهاش که الان بلند بچشده بود و اون لباس عروس مثل فرشته ها شده بود انگار داشتم خواب میدیدم
ا.ت: جیمین موهاشو طلایی کرده بود با اون کت شلوار سفید مثل فرشته ها شده بود
جیمین: خوشگل بودی خوشگل تر شدی پرنسس
ا.ت: لبخند زدم که دسته گلمو بهم داد منم ناخونامو نشونش دادم که برام ذوق کرد منم خندم گرفت
جیمین: رفتیم تالار ا.ت از راهرو با پدرش اومد و باباش دستش رو بهم داد و عاقد شروع کرد به خوندن عقد
عاقد رو با+نشون میدم
+خانم کیم ایا قبول میکنید با اقای پارک هم سفر شوید و در کنار ایشون زندگی کنید
ا.ت: بلههههه
+ اقای پارک ایا قبول میکنید با خانم کیم هم سفر شوید و در کنار ایشون زندگی کنید
جیمین: بلهههههههههه
+ میتونید همو....
قبل از اینکه عاقد بگه لبمو رو لبای ا.ت گزاشتم که ینفر صدام کرد اییییی من چم شده چرا داره سرم گیج میره اییییییییی
جیمین: چشمامو باز کردم تو بیمارستان بستری شده بودم ینی چی ا.ت کجاس ینی همش ینی😭اینا همش خواب بود داشتم گریه میکردم که پسرا اودن تو
کوک: خوبی
ته: داداش مردیم و زنده شدیم
هوپی: چی شد یهو
نامی: وای باید قبل از اجرا فشارتو چک میکردیم
جین: الان بهتری
جیمین: چی شده یهو
یونگی: تو کنسرت یهو سرت گیج رفت خوردی زمین اوردیمت بیمارستان
جیمین: ا.ت...ینی منظور اینه هیچ دختری اینجا نیومد که مو های کوتاه چشم های قهوه ای روشن و چتری داشته باشه
کوک: جیمین خول شدی
جیمین: نه...راستش یه خواب دیدم تو تو خوابم بودی حتا تهیونگم تو خوابم بود با هوپی 😭😭
نامی: چیزی شده
جیمین: نه...😭... فقط😭...دلم براش تنگ شده
جین: برا کی؟
جیمین: ا...
دکتر امد داخل
دکتر: اقای پارک بهترین فشارتون و چک کردیم حالتون خوبه میتونید مرخص شدی
جیمین: عااا خیلی ممنون از این که همش خواب بود ناراحت بودم ولی کم‌کم همچی یادم رفت
پایان اینم از فیک عشق زیبای من غمگین بود ولی میخوام بگم من یه اینجور خوابی دیدم البته بدون اون اسمات ها و میخواستم با شما دوستان درمیون بزارم ببخشید اگه پایان بدی داشت
مو،گل،ناخون ا.ت رو گزاشتم
خدافظ
دیدگاه ها (۳)

فیک جدیدژانر: مدرسه ای ـ خشن ـ اسمات ـ شخصیت های اصلی: تهیون...

فیک بازی با عشق تهیونگ تو فیک رو اینجوری تصویر کنید اسلاید ا...

اسمات کامنت

جیکوک ها دستا بالااااااا

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط