{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک هفته پیش یه بابایی کنار خیابان اومد

یک هفته پیش یه بابایی کنار خیابان اومد
پیشم و گفت بنده گیر افتادم بچه ای
اینجا نیستم لنگ کرایه ام داری بدی
گفتم نه خدایش اون ساعت
نداشتم🤷
بعد از گذشت ۷ روز همین آدم رو
با یک دختر تو بغلش دیدم دوباره😕
باز اومده سمت من همون حرفهای قبلی
رو داره میزنه میگن آدم دروغگو💁
حافظه ای تو کله ای پوکش در کار نیست👀
حقیقته و راست داشتم ولی گفتم
شرمنده من بچه ای اینجا نیستم
و ندارم
مدرک پافیوز بگو چولاغی دست پاه نداری
پاشو برو سرکار💔🚶
دیدگاه ها (۱)

می‌دونی از همه بیشتر چی کومه منو پاره می‌کنه و منو آتیش میزن...

ازسلام علیکم🫴🫡نژاد برتر در تخت آسمان و زمین💔🚶

آخ پام🧎فقط اینا هم چشمی میشنمیگن ها بچه فلانی ماشین خریده تو...

من نمی‌دونم کی به اینا گواهی نامه داده😔 یهویی میپرن وسط خیا...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_52···عاقد : " حالا شما رو زن و شوهر می...

دروغی که به واقعیت تبدیل شد پارت ۱ویو آلماهمینطور که داشتم ب...

دروغی که به واقعیت تبدیل شد پارت ۲آلما( خب بالاخره سر از کتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط