وقتی دنبال نگهبان می رفتم متوجه شدم به اتاق مدیر میریم اق

وقتی دنبال نگهبان می رفتم متوجه شدم به اتاق مدیر میریم اقای بلک میر مدرسه(هیچ نسبتی با سیریوس بلک نداره😑)سلام کردم نشستمدو تا پام رو گذاشتم رو هم و گفتم پس بهت گفته به کلاه گروهبندی چشم قره ای رفتم مدیر گفت اره گفته دوشیزه اسلایدرین *لطفا اسم الانم رو بگو مدیر:باشه البته من احترام زیادی براتون قائلم هر کاری از دستم برمیاد در خدمتتون هستم (صدای بستن در )مدیر :من اینجا داشتم بادمجون واکس میزدم 😑رفتم پیش گوئن بود با اون یکی دیگه که از هم خوابگاهی هامون صحبت میکرد اما تو نگاه هر دوشون یک برق خاصی بود اون پسره موهاش قهوه ای بود چشماش عسلی به نظر پسر مهربونی بود اون درمورد یک جادو صحبت میکنه هواسم نبود که به خودم اومدم دیدم .....
دیدگاه ها (۰)

نیک و جودی 🥰

تو این چند روز عذاب دو عالم کشیدم

اعصاب خوردیاتو بزار کنار گوش بده🤤

پارت ۱🐍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط