{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Soukoku

پارت ۱۷
که دازای کمربندشو در اورد و دستای چویا رو بست و دوباره رفت کیویشو مکید و لیس زد "
چویا: دازای اوممم الان تو دهنت اومم ا.ر.ضا میشم
دازای: پس ا.ر.ضا شو
"اینبار تند تر مکید و لیس زد که چویا تو دهنش ا.ر.ضا شد و دازای قورتش داد رفت یه گوشه لباسشو در اورد و د.یکشو سمت چویا گفت *بخورش*
" چویا بلند شد و د.یکشو وارد دهنش کرد و مکید که دازای ناله کرد و موهای چویا توی دستش گرفت و جعمشون کرد چویا محکم تر مکید دازای ابشو ریخت تو دهن چویا هم خوردش بعدش دازای چویا رو خوابوند و لب هاشو مکید در اون هین اروم واردش کرد که چویا به کتفش چنگ زد و به کمرش قوس داد و دازای اروم شروع به تلمبه زدن کرد لباشو از روی لبای چویا برداشت و ناله مردونش در اومد"
دازای:اههه.....لعنتی...خیلی داغهه
چویا: دازای بیشتر اوممم تکونش بده لطفا
"دازای ضرباتشو بیشتر کرد و چویا به کمرش بیشتر قوس داد و هم داشت اشک میریخت و ناله میکرد چویا دو بار ا.ر.ضا شد و دازای یه بار بعد از اون به چهره بیهوش شده ی چویا نگاه کرد و بوسیدش و همونطوری خوابید
پرش زمانی" به صبح"
ویو چویا
" از خواب بیدار شدم حس عجیبی داشتم انگار داخلم چیزی بود ترسیدمو جیغ زدم که دازای با صدای خوابالود گفت"
دازای: چرا جیغ میزنی؟
چویا: تو هنوز این لعنتیرو از توی من در نیاوردی؟؟
دازای: نه دلش نمیخواست بیاد بیرون برای همین گذاشتم بمونه
چویا: ولم کن
دازای: بخواب خوابم میاد
چویا: به من چه که تو خوابت میاد
"دازای یه ضربه محکم بهش زد "
چویا: باشه باشه
دیدگاه ها (۲)

Soukoku

Soukoku

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط