خیس است خیالم

خیس است خیالم
ازبارشِ بوسه های بارانی
وسردیِ انگشتانم
بهانه می کند 
گرمیِ دستان تو را
زیرچتر فیروزه ای آسمان...
بی گمان
بازگشتِ تو
آفتاب را غافلگیر
ومرا می رویاند
تا ابدیتی سبز!
بیا
و با صدای نوازشگر عشق
طلوعی دوباره را
در من زمزمه کن....


((سارا رضایی))

 

شعر باران خورده
دیدگاه ها (۱)

✨خیس است خیالمازبارشِ بوسه های بارانیوسردیِ انگشتانمبهانه می...

خیس است خیالمازبارشِ بوسه های بارانیوسردیِ انگشتانمبهانه می ...

چشمها را بر دریچه ی انتظار پلک نمی زنم.اشکها در بستر گونه ها...

داستان کوتاه بازگشت

P⁷ لحظه‌ای که «ا.ت» و تهیونگ در حال تعریف کردن واقعیت رابطه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط