حکیمی از شخصی پرسید:
حکیمی از شخصی پرسید:
روزگار چگونه است؟
شخص باناراحتی گفت: چه بگویم
امروز ازگرسنگی مجبورشدم کوزه سفالی که
یادگارسیصدساله اجدادیم بودبفروشم ونانی تهیه کنم
حکیم گفت:
خداوند روزی ات راسیصدسال پیش کنارگذاشته واینگونه ناسپاسی می کنی؟
روزگار چگونه است؟
شخص باناراحتی گفت: چه بگویم
امروز ازگرسنگی مجبورشدم کوزه سفالی که
یادگارسیصدساله اجدادیم بودبفروشم ونانی تهیه کنم
حکیم گفت:
خداوند روزی ات راسیصدسال پیش کنارگذاشته واینگونه ناسپاسی می کنی؟
- ۶۰۰
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط