{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان، با من سحر کن
بشکن سر من، کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن
گل های شمعدانی همه شکل تو هستند
رنگین کمان را، به سر زلف توبستند ...
تا طاق ابروی بت من تا به تا شد
دردی کشان پیمانه هاشان را شکستند
تو میرِ عشقی، عاشقان بسیار داری
                                               پیغمبری،
با جان عاشق کار داری
یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر

این خانه لبریز تو شد ، شیرین بیان ، حلوای تر
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان، با من سحر کن ...
 
محمد صالح اعلاء
دیدگاه ها (۲)

تو کجا نالی از این خار ک در پای من استیا چ غم داری ازاین درد...

گر برود جان ما درطلب وصل دوستحیف نباشد ک دوست, دوست تر از جا...

به غم خویش چنان شیفته کردی بازمکز خیال تو به خود نیز نمی‌پرد...

"احمد شاملو "لازم نیست یکدیگر را"تحمل"کنیم، کافیست همدیگر را...

امشب تمام عاشقان را دست به سر کنیک امشبی با من بمان، با من س...

امشب  تمام عاشقان را دست به سر کن / یک امشبی با من بمان، با ...

امشب تمام عاشقان رادست بسر کن یک امشبی با من بمان بامن سحر ک...

پیغمبری با جان عاشق کار داری

‌امشب تمام عاشقان را دست به سر کنیک امشبی،با من بمان با من س...

امشب تمام عاشقان را دست بسر کنیک امشبی بامن بمان با من سحر ک...

امشب تمام عاشقان را دست بسر کنیک امشبی بامن بمان با من سحر ک...

امشب تمام عاشقان را دست بسر کنیک امشبی بامن بمان با من سحر ک...

امشب تمام عاشقان را دست به سر کنیک امشبی با من بمان، با من س...

امشب تمام عاشقان را دست بسر ڪنیک امشبی با من بمان بامن سحر ڪ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط