{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت فراموش کن. گفت ما به درد هم نمیخوریم.

گفت فراموش کن. گفت ما به درد هم نمیخوریم.
گفت که لیاقتِ من بیشتر از این حرفهاست.
گفت که خوشبخت کردنم از توانش خارج است.
گفت و گفت و گفت...
اما نمیدانست که خوشبختیِ من تنها خلاصه در حضورش بود.
که عشق لیاقت سرش نمیشود.
که من او را برای دردهایم نمیخواستم.
کاش به جایِ اینهمه رک و پوست کنده میگفت دلش را زده ام.
پذیرفتنِ دلزدگی اش خیلی آسان تر از پذیرفتن بهانه هایش بود... .
دیدگاه ها (۱)

گفت فراموش کن.گفت ما به درد هم نمیخوریم... گفت که لیاقتِ من ...

گفت فراموش کن.گفت ما به درد هم نمیخوریم...گفت که لیاقتِ من ب...

زَنآممم :https://wisgoon.com/olivia677https://wisgoon.com/el...

❗️ حساب مردم آمریکا از دولتش جدا نیستآمریکا مردم خوب هم داره...

ترامپ دیگه چجوری باید بگه پای آمریکا وسط ماجرای دی‌ماه بوده؟...

زاویه دید چیز عجیبیه؛وقتی از یکی بدت میاد،خوبیاشو نمی‌بینی،و...

پرسشِ راهبردیِ جامعهٔ نخبگان از دکترینِ حَد:«در باتلاقِ تورم...

پرسشِ راهبردیِ جامعهٔ نخبگان از دکترینِ حَد:«در باتلاقِ تورم...

دلم خنک شد 😮‍💨#پوست_شیر #هادی_حجازی_فر #پانته‌آ_بهرام #پردیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط