{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏مردها نمی‌میرند.

‏مردها نمی‌میرند.

تنها از این جهان فانی به سرزمین خوابهای دخترانشان رخت می‌کشند
مثلا پدربزرگ من سالهاست که در رویاها و کابوس‌های هر شب مادرم زندگی میکند
دعوایش میکند، در آغوشش میکشد، به گردش میبردش، میخنداندش... و در این میان بدا به روزگار آن مرد که مُرد و دختری نداشت
دیدگاه ها (۱)

بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگ...

‌تا کی ز خُم هوس شوی رنگارنگروزت شب اسلام و شبت شهر فرنگزین ...

یواش یواش داریم از شرایط بخور و نمیر به شرایط نخور و بمیر تغ...

"مدیون باش" به همه آدمهای زندگیت که خوبهاش بهترین "حسهارو" ب...

بانو ... تا به حال مردی را این چنین به چشمانت دیده ای ؟ که ا...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با معلم صحبت از...

زنگ انشاء شد عزریزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با...

*زنگ انشاء****زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ب...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با ...

بابازنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ...

دوستان...این شعر خیلی قشنگ بود....حیفم اومد ساده از کنارش رد...

حیفم اومد این شعر را پخش نکنمامیدوارم زیبائی شعر به دلتان بن...

به نام خدا سلام ... شب خوش دوستان زنگ  انشاء  شد  عزیزان   د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط