{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عضو هشتم پارت

عضو هشتم پارت۴
ویو شوگا
وقتی که به در خونه رسیدم می خواستم
ا/ت رو بزارم زمین که دیدم سرش رو فروع برده تو سینه ام و خوابیده و خیلی کیوت بود دلم نیومد بیدارش کنم
درسته که ا/ت تازه وارد گروه شده اما هم ما باهاش راحتیم هم اون و اینجوری خیلی خوبه وایسادم تا اعضا برسن اخه من خیلی سریع دویدم و از کوچه و پس کوچه اومدم که فکر کنم گمم کردن .
ویو اعضا
داشتیم میدویدیم به سمت شوگا تا ا/ت رو بگیریم ازش که از یک کوچه ای رفت و گمش کردیم
گفتیم که بیایین به سمت خونه بریم شوگا که کلید نداره کلیدا خونه دست نامجون هستش و به سمت خونه رفتیم
وقتی به خونه رسیدیم دیدیم که شوگا وایساده و ا/ت هم تو بغلش هست هنوز
جین می خواست به سمت شوگا حمله کنه که ما گرفتیمش و شوگا اشاره کرد که ا/ت خوابیده
ماهم ساکت شدیم
نامجون: برید کنار می خوام برم در خونه رو باز کنم .
نامجون در خونه رو باز کرد و همه رفتیم داخل
جیمین ا/ت رو از شوگا گرفت و به سمت اتاق
بردش و خوابوندش روی تخت
جیمین : ا/ت می دونستی چقدر خوشگل هستی چقدر خواستنی هستی متمعن باش یک روزی مال من میشی
ل*ب هام رو روی ل*ب هاش گذاشتم و اروم بوسیدمش
که تکونی خورد
پتو انداختم روش و به پایین رفتم ...
دیدگاه ها (۰)

ویو جیمین وقتی اومدم پایین دیدم همه دور هم جمع شدن جیمین : چ...

پارت اخر اعضا دست از دعوا برداشتن و به ا/ت که داشت از پله ها...

+چرا دستم رو گرفتکوک : تا گم نشی چون خیلی کوچیکی +یااااا چرا...

عضو هشتم پارت۲که یکی از پشت منو بغل کرد ترسیدم می خواستم برگ...

وانشات فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط