{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرِ صبحی

سرِ صبحی

دریا را تویِ یک فنجان گل سرخی ریختم و سر کشیدم

سرِ صبحی

آفتاب را با آواز گنجشک های عاشق

وسط آسمانِ چشم هایم رقصاندم

سر صبحی صبح را خنداندم

آدم

تو را که داشته باشد

همه ساعت هایش سر صبحند

تازه و پر نور و بخیر...
دیدگاه ها (۰)

آنقَدَر عشقِ عذاب آورِ او شیرین استمانده ام لعنت و نفرین بِک...

تورا چند بار دوست دارم ولی هرباربسیار تر

شنبهیکشنبهدوشنبهسه شنبهچهارشنبهپنجشنبه...شنبه!آمدی و جمعه ها...

خلق عشق مسئله ای نیستحفظ عشق مسئله استعاشق شدن مهم نیستعاشق ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۰۸: صبحی که آرام نبودنور صبح از پنجره‌های ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

Part: 9The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط