یکی از عزیزان ویسگونی دانش آموز

یکی از عزیزان ویسگونی دانش آموز
از من خواست تا برای روزنامه دیواری او
شعری در باره دندان بسرایم . دیگِ طبعِ شعرمن هم اینچنین به جوش آمد:


*** گنجِ گرانبها ***

هدیه ای از لطفِ حق , دندان بُوَد .
زینتی پیدا و هم پنهان بُوَد .

کامِ ما , دُرج است و هم گنجینه ای .
گوهر و یاقوتِ آن , دندان بُوَد .

کارِ اعضایِ گوارش , بهرِ هضم .
از وجودِ آن , بسی آسان بُوَد .

وقت خواب و راحتِ این جسم و جان .
بر در و دروازه اش , دربان بُوَد .

درمیانِ خنده ها و گریه ها .
دائمأ , در حالتِ اِکران بُوَد .

در نگهداری از این دُرِِّ گران .
آدمی , باید که خوش پیمان بُوَد .

چهرِ بی دندانِ سالم , بی گمان .
چهره ای مخروبه و ویران بُوَد .

با چنین اندیشه هائی پر بها .
در اَمان از گردشِ دوران بُوَد .

زندگی در فقدِ دندانها , عظیم .
در رکاب رنج و هم حرمان بُوَد .

شاعری گفتا : چه نغز و دلنشین .
(( بی زن و دندان , جهان زندان بُوَد ))

====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان=
بندرماهشهر و بندرامام( سربندر ).
دیدگاه ها (۳۲)

😄 دانش آموزی از من خواست برای😀 😄 روزنامه دیواری مدرسه اش شع...

**** خوزستان زرخیز ****چون بُوَد گنجینه , خوزستانِ ما .دلر...

*** خلیجِ همیشه فارس : ***زینتِ میهن و دلدارِ منی .هدیه...

* ثواب این سروده را تقدیم میکنم بهارواح شهیدان گرانقدرجنگ تح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط