بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
یک موقع شخصی یا گروهی چیزی را نمیدانند و یا تردید دارند، باید از یک سو خودشان تحقیق کنند تا بدانند و از سوی دیگر، آنان که می دانند، بدون خستگی، بدون آزردگی، بدون غل و غش و به صورت مستمر و مکرر پاسخ آنها را بدهند. اما یک موقع مشکل کمبود علم، دانایی و اطلاعات نیست، خودشان هم میدانند که خلاف حق و خلاف واقع میگویند، بلکه قصدشان تحریف، دشمنی و ضد تبلیغ است، در اینجا دیگر هیچ پاسخی فایده ندارد. این از همان مواردی است که خداوند متعال درباره آنان میفرماید:
فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یكْذِبُونَ - در دلهایشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به سزاى آنچه به دروغ مىگفتند عذابى دردناك در پیش خواهند داشت.(سوره بقره آیه 10)
الف)- امام را به فرانسه تبعید نکردند. بلکه پس از تبعید به ترکیه و سپس به عراق به گمان این که اولاً تحت حکومت امنیتی و جلاد صدام است و ثانیاً در میان فقهای نجف نمیتواند قد علم کند و ثالثاً رابطه عراق با ایران قطع است.
پس از آغاز و اوج گرفتن انقلاب اسلامی، تصمیم گرفتند تا ایشان را حتی از عراق نیز اخراج کنند. لذا ایشان ابتدا قصد نمودند تا به کویت رفته و در آنجا طبق برنامهریزی جایی را انتخاب کنند.
امام برای خداحافظی به حرم مشرف شدند، مردم گمان کردند که حصر ایشان شکسته شده است، در حرم زنان هلهله کردند و مردان تکبیر میگفتند و نمیدانستند که این آخرین زیارت امام میباشد.
ب) برای امام خمینی (ره) این قیام و حرکت مهم بود و نه جا و مکان. چنان چه به سعدون شاكر ریئس اطلاعات عراق که به ایشان گفته بود اگر میخواهد در نجف بماند، باید دست از مبارزه بردارد و الا باید خاک این کشور را ترک کند، فرموده بود: هر كجا بروم، اگر این فرشم را پهن كنم، همان جا منزل من است. من از آن روحانیونی نیستم كه به خاطر علاقه به زیارت دست از كار مبارزه بكشم و اگر بنا شود از مردم ایران جدا بشوم ، دقیقهای این جا نخواهم ماند.
امام خمینی (ره) شب آخر در نجف، پس تهجد نیمهشب، اهل بیت خود را جمع کرد و به آنها فرمود: هیچ ناراحت نباشید كه هیچ نمیشود . آخر نمیشود ساكت بود. جواب خدا و مردم را چه میدهیم ؟
عمده تكلیف است ، نمیشود از زیر بار تكلیف شانه خالی كرد. این كه هیچ، اگر میگفتند یك روز ساكت باش و این جا زندگی كن و من میدانستم یك روز سكوت مضر است، محال بود قبول كنم. (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
یک موقع شخصی یا گروهی چیزی را نمیدانند و یا تردید دارند، باید از یک سو خودشان تحقیق کنند تا بدانند و از سوی دیگر، آنان که می دانند، بدون خستگی، بدون آزردگی، بدون غل و غش و به صورت مستمر و مکرر پاسخ آنها را بدهند. اما یک موقع مشکل کمبود علم، دانایی و اطلاعات نیست، خودشان هم میدانند که خلاف حق و خلاف واقع میگویند، بلکه قصدشان تحریف، دشمنی و ضد تبلیغ است، در اینجا دیگر هیچ پاسخی فایده ندارد. این از همان مواردی است که خداوند متعال درباره آنان میفرماید:
فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یكْذِبُونَ - در دلهایشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به سزاى آنچه به دروغ مىگفتند عذابى دردناك در پیش خواهند داشت.(سوره بقره آیه 10)
الف)- امام را به فرانسه تبعید نکردند. بلکه پس از تبعید به ترکیه و سپس به عراق به گمان این که اولاً تحت حکومت امنیتی و جلاد صدام است و ثانیاً در میان فقهای نجف نمیتواند قد علم کند و ثالثاً رابطه عراق با ایران قطع است.
پس از آغاز و اوج گرفتن انقلاب اسلامی، تصمیم گرفتند تا ایشان را حتی از عراق نیز اخراج کنند. لذا ایشان ابتدا قصد نمودند تا به کویت رفته و در آنجا طبق برنامهریزی جایی را انتخاب کنند.
امام برای خداحافظی به حرم مشرف شدند، مردم گمان کردند که حصر ایشان شکسته شده است، در حرم زنان هلهله کردند و مردان تکبیر میگفتند و نمیدانستند که این آخرین زیارت امام میباشد.
ب) برای امام خمینی (ره) این قیام و حرکت مهم بود و نه جا و مکان. چنان چه به سعدون شاكر ریئس اطلاعات عراق که به ایشان گفته بود اگر میخواهد در نجف بماند، باید دست از مبارزه بردارد و الا باید خاک این کشور را ترک کند، فرموده بود: هر كجا بروم، اگر این فرشم را پهن كنم، همان جا منزل من است. من از آن روحانیونی نیستم كه به خاطر علاقه به زیارت دست از كار مبارزه بكشم و اگر بنا شود از مردم ایران جدا بشوم ، دقیقهای این جا نخواهم ماند.
امام خمینی (ره) شب آخر در نجف، پس تهجد نیمهشب، اهل بیت خود را جمع کرد و به آنها فرمود: هیچ ناراحت نباشید كه هیچ نمیشود . آخر نمیشود ساكت بود. جواب خدا و مردم را چه میدهیم ؟
عمده تكلیف است ، نمیشود از زیر بار تكلیف شانه خالی كرد. این كه هیچ، اگر میگفتند یك روز ساكت باش و این جا زندگی كن و من میدانستم یك روز سكوت مضر است، محال بود قبول كنم. (ادامه دارد...)
- ۱.۷k
- ۱۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط